زنگ تفریح
****
جا داره از اون دسته خانم هایی که با جمله
” همه مردها از يه قماشن “
ما را در رديف ، انيشتن و ابوعلي سينا و رازي و مصدق و اينا قرار
می دهند تشکر ويژه داشته باشم !
.
بعضي حرف ها را “نبايد زد”
بعضي حرف ها را “نبايد خورد”
بيچاره دل چه ميکشد ميان اين “زد” و”خورد”
.
دو تا پسربچه ? و ? ساله تو فاميلمون داشتن دعوا ميکردن
يعني داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک ميزد ؛ من رفتم پا در ميوني
کردم
و کوچيکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش ميده ميگه
به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو ميدونه داره تربيتم ميکنه !
.
يادش بخيرچقد اسکل بودم!
نيم ساعت دست به سينه مينشستم تا مبصر اسمم روجزءخوبها بنويسه!
بعدم معلم ميومدبدون توجه به اسم ها تخته روپاک ميکرد!
وچقداسکل تر بودم که زنگ بعدي هم دست به سينه مينشستم !
.
ديشب بابابزرگ و مامان بزرگمو برديم فرودگاه بدرقه کنيم که برن مکه
، هواپيما تاخير داشت !
مامان بزرگم نگران بود ، عموم مياد دلداريش بده ميگه :
اين چيزا عاديه ، تاخير داره ، نقص فني پيدا ميکنه ، سقوط ميکنه ،
نگران نباش !
.
مرد عاشق بشه دنيا رو با خبر مي کنه
زن عاشق بشه فقط به نزديکاش ميگه، مرد جدا بشه نزديک تريناش مي
فهمن
زن جدا بشه همه دنيا !
.
گواهي نامه گرفتن مامانم حدود يک سال و نيم طول کشيد
قبول که شده بود افسره از مامانم خوشحال تر بود !
.
دوست و دَست بسيــار است
اما
دَست دوست انـــدک
.
هر غلـط
ی رو انـجام دادن ،
اسمـش ” پايـه بـودن ” نيـست
خـَـريـَتـه !
.
يه روز از بيرون اومدم رفتم رو تخت خوابيدم
مامان و بابام اومدن بالا سرم و با محبت هرچه تمام دست تو موهام
کرد و گفت : الهي قربونش برم …
بعد با يه لحن غم انگيز به بابام گفت : خوب شد دختر نشد و
گرنه رو دستمون باد ميکرد !
.
الان یه ساله که ما يک پنجم تصوير برنامه هاي تلويزيون رو
نميتونيم ببينيم !!!
آخه مامانم لِيبِلِ روي لامپ تصوير رو نميذاره بِکَنيم …
.
با داداشم رفتيم بوتيک اون جنسي که مي خواستم نبود
به فروشنده ميگم ببخشيد ما يه دور بزنيم برميگرديم …
دادشم برگشته به فروشنده ميگه :
دروغ ميگه از صبح به ده نفر ديگه هم همينو گفته ، شما منتظر ما
نباشين !
.
اينايي که کسي از کاراشون سردرنمياره،
اينايي که کاراشونو هميشه ساکت و آروم انجام ميدن،
اينايي که عشقشون لباس مشکيه،
اينايي که دلشون نمياد وقتي که خوابي بيدارت کنن،
اينايي که روزا براشون بي معني شده و شبا فقط کار ميکنن،
اينايي که با ديواره خونه ها يه دنيا خاطره دارن،
اينا رو خيلي زياد مواظبشون باشيد،
اين لامصبا دزدن !
.
آقا تجربه ثابت کرده …!
اگه بالاي سرِ کتري وايستي آبش ديرتر جوش مياد !
بريد کنار دورشو خلوت کنين بزارين کارشو بکنه…!!:)))
.
يکي از سرگرم
ی ام اینه که…
هر جا خانوما چاقو دستشونه برم
از جلوشون رد شم تا دستاشونو ببرن !
.
حس رنگ زرد چراغ راهنمايي رانندگي رو دارم که هيچکي بهش
تـــــــوجـــــــه نميکنه !
.
داشتيم فيلم هندي ميديديم
سلمان خان با يه کلاش يه گردان زرهي رونابود کرد !
گفتم بابا ايناخالي بنديـــه!
بابام برگشت گفت خالي بندي اينه که راننده سيگار ميکشه ، تو بوي
سيگار ميـدي :| !
هيچي ديگه ضايع شديم نشستيم ادامه فيلم رو نيگا کرديم
.
ديشب اينترنتم قطع شد
رفتم يه ذره با خانواده نشستم،باهاشون آشنا شدم
به نظر آدماى خوبى ميان :)
.
بــابـــام يهههههــو اومـــد تو اتاقــــم بهـــم گفـــت :
تـــو کـــه چــشــمات خيــلــي قــشنــگه
تــو کـــه چشـــمات خيــلي عجــيبه!
تـــو کـــه ايـــن هــمـــه نگـــاهــت واســـه چشــمام گرمـــو
نجـــيبه
مــن يهــو ذوق مرگ شـــدم تـــا به خـــودم اومـــدم ديــــدم. .
.
دارم ماشــــين بابامو لنــــگ ميکشــــم!
نفهـــميــدم چــــي شـــد !!
.
امید که لبخندی هر چند کوچک بر لبانتان نقش بسته باشد.
نقل از وبلاگ آقای معلم